تبليغاتX

Miladico
پنجشنبه 1 مرداد1388 ساعت 16:8
نام آهنگ : The Keeper

آلبوم : Yanni Voices

هنرمند : Yanni Featuring Leslie Mills

شماره ی تراک : 2

مدت زمان : 3:21

The Keeper
حافظ


I've been like a bird without song for awhile
واسه یه مدت مثل یه پرنده بدون آواز،
Dry like a lake without rain for awhile
خشک مثل یه رودخونه بدون بارون بودم
You suddenly stepped in my life
ناگهان تو به زندگیم قدم گذاشتی
and made me cry, like an angel
و کاری کردی گریه کنم، مثل یه فرشته
Ooh, you're something else, like a smile without end
آه، تو چیز دیگری هستی، مثل یه لبخند بی پایان

Come into my life
بیا به زندگی من
Go a little deeper
کمی عمیق تر برو
Come into my life
بیا به زندگی من
You could be the keeper
تو می تونی حافظ (من) باشی

You're pulling me closer and you're flowin' in
 تو داری منو نزدیکتر می کشی و میری
With every emotion that rushes me on
با هر احساسی که به من رو میاره
To your love, light me up
با عشقت، درخشانم کن
Oh, you could be the keeper
آه، تو می تونی حافظ (من) باشی

I've been like a home without people for awhile
واسه یه مدت مثل یه خونه ی خالی،
Empty like a poem without words for awhile
تهی مثل یه شعر بی حرف بودم
You suddenly stepped in my life
ناگهان تو به زندگیم قدم گذاشتی
And made me shine, like a diamond
و کاری کردی بدرخشم، مثل یه الماس
Ooh, you're somethin' else, like a dream without end
آه، تو چیز دیگری هستی، مثل یه رویای بی پایان

Come into my life
بیا به زندگی من
Go a little deeper
کمی عمیق تر برو
Come into my life
بیا به زندگی من
You could be the keeper
تو می تونی حافظ (من) باشی
(All I have)
(همه چیزی که دارم)
You're pulling me closer and you're flowin' in
تو داری منو نزدیکتر می کشی و میری
(All I have)
(همه چیزی که دارم)
With every emotion rushes me on
با هر احساسی که به من رو میاره
To your love, light me up
با عشقت، درخشانم کن
Oh, you could be the keeper
آه، تو می تونی حافظ (من) باشی

Aah
آه

Ooh, you're somethin' else, like a dream without end
آه، تو چیز دیگری هستی، مثل یه رویای بی پایان
Come into my life
بیا به زندگی من
Go a little deeper
کمی عمیق تر برو
Come into my life
بیا به زندگی من
You could be the keeper
تو می تونی حافظ (من) باشی
(All I have)
(همه چیزی که دارم)
You're pulling me closer and you're flowin' in
تو داری منو نزدیکتر می کشی و میری
(All I have)
(همه چیزی که دارم)
With every emotion rushes me on
با هر احساسی که به من رو میاره
To your love, light me up
با عشقت، درخشانم کن
Oh, you could be the keeper
آه، تو می تونی حافظ (من) باشی

All I have
همه چیزی که دارم
All I have
همه چیزی که دارم
Turn me on to your love, light me up
با عشقت روشنم کن، درخشانم کن
Oh, you could be the keeper
آه، تو می تونی حافظ (من) باشی
Turn me on to your love, light me up
با عشقت روشنم کن، درخشانم کن
Oh, you could be the keeper
آه، تو می تونی حافظ (من) باشی

نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: لیریک 
جمعه 9 آذر1386 ساعت 14:13
نام آهنگ : Aerials

آلبوم : Toxicity

هنرمند : System of a Down

شماره ی تراک : ۱۴

مدت زمان : ۳:۵۴

متن و ترجمه :

Life is a waterfall

زندگی مثل یه آبشاره
We’re one in the river

و ما تک و تنها در این رودخانه هستیم
And one again after the fall

و بعد از سقوطمان از آبشار، باز تنها هستیم


Swimming through the void

در خلا و پوچی شنا می کنیم
We hear the word

ما آن جملات را می شنویم
We lose ourselves

خود را گم می کنیم
But we find it all....

ولی باز آن را میابیم. . .


Cause we are the ones that want to play

چون تنها ما هستیم که می خواهیم بازی کنیم
Always want to go

همیشه می خواهیم برویم
But you never want to stay

ولی هرگز نمی خواهی بایستی


And we are the ones that want to choose

و تنها ما هستیم که می خواهیم انتخاب کنیم
Always want to play

همیشه می خواهیم بازی کنیم
But you never want to lose

اما نمی خواهی ببازی


Aerials, in the sky

(انسانهای) آسمانی، در آسمان
When you lose small mind

وقتی ذهن بی اهمیتت را از دست بدهی
You free your life

زندگیت را آزاد خواهی کرد


Life is a waterfall

زندگی مثل یه آبشاره
We drink from the river

ما از این رود خانه می نوشیم
Then we turn around and put up our walls

  سپس این اطراف می چرخیم و دیوارهایمان را بالا خواهیم برد


Swimming through the void

در خلا و پوچی شنا می کنیم
We hear the word

ما آن جملات را می شنویم
We lose ourselves

خود را گم می کنیم
But we find it all....

ولی باز آن را میابیم. . .


Cause we are the ones that want to play

چون تنها ما هستیم که می خواهیم بازی کنیم
Always want to go

همیشه می خواهیم برویم
But you never want to stay

ولی هرگز نمی خواهی بایستی


And we are the ones that want to choose

و تنها ما هستیم که می خواهیم انتخاب کنیم
Always want to play

همیشه می خواهیم بازی کنیم
But you never want to lose

اما نمی خواهی ببازی


Aerials, in the sky

(انسانهای) آسمانی، در آسمان
When you lose small mind

وقتی ذهن بی اهمیتت را از دست بدهی
You free your life

زندگیت را آزاد خواهی کرد


Aerials, so up high

(انسانهای) آسمانی، آن بالای بالا
When you free your eyes eternal prize

وقتی چشمانت را از قید و بند در می آوری، شایستگی ابدی (از آن توست)


Aerials, in the sky

(انسانهای) آسمانی، در آسمان
When you lose small mind

وقتی ذهن بی اهمیتت را از دست بدهی
You free your life

زندگیت را آزاد خواهی کرد


Aerials, so up high

(انسانهای) آسمانی، آن بالای بالا
When you free your eyes eternal prize

وقتی چشمانت را از قید و بند در می آوری، شایستگی ابدی (از آن توست)

 

A ha ha

A ha ha

A ha ha ha ha ha ha ha ha

 

A ha ha

A ha ha

A ha ha ha ha ha ha ha ha

 نقد :

ویدئو در یک مکان ویرانه و بیابان مانند آغاز می شود. سپس دوربین به یک دایره ی سیبل مانند تغییر مکان می دهد. درون دایره گروه در حال آماده شدن هستند. آنها توسط یک پسربچه که چهره ی وی دچار دگرگونی شده است دیده می شوند. چشمان پسر به عقب کشیده شده اند و دهانش بسیار کوچک شده است.

گروه شروع به نواختن آهنگ می کنند. سپس دوربین پسر را نشان می دهد که توسط مردم در یک محیط شهری احاطه شده است همراه گروه بزرگی که در اطراف وی در حال رقصیدن هستند. سپس دوربین گروه را نشان می دهد که در دایره مشغول نواختن آهنگ هستند. در بیرون نشان داده می شود که پسر در حال قدم زدن خیابان به همراه دو زن با لباس های قرمز است. در صحنه بعد پسر با دو زن متفاوت ولی با همان لباس های قرمز به همراه یک پیرمرد دیده می شود که به نظر می رسد با آنها در حال مصاحبه است یا در حال بستن قرارداد با آنهاست.

بعد از خروج از ساختمان خبرنگاران دور پسر جمع می شوند و شروع به عکس گرفتن از او می کنند. سپس شروع به مصاحبه با وی می کنند ولی او هرگز در حال جواب دادن به نظر نمی رسد. سپس دوربین برای مدت کوتاهی گروه را نشان می دهد. بعد از آن پسر در یک عکاسی نشان داده می شود که با لباس های مختلف در حال تست شدن برای عکس گرفتن است. صحنه مدام بین گروه در حال نواختن و عکاسی عوض می شود تا اینکه به پایان نزدیک می شویم. جایی که پسر با دو زن با لباس های قرمز در حال جمع کردن پول هایی که از بالا بر آنان می ریزد هستند.

در پایان آهنگ نیز هر صحنه ای که پسر در آنها نشان داده شده بود به صورت خلاصه به نمایش در می آید. او بعد به وسط دایره می رود و آنجا دراز می کشد و چشمانش را می بندد و آهنگ پایان می یابد.

نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: لیریک 
پنجشنبه 8 آذر1386 ساعت 18:46

نام آهنگ : Field Of Innocence

آلبوم : Origin

هنرمند : Evanescence

شماره ی تراک : ۶

مدت زمان : ۵:۱۶

متن و ترجمه :

I still remember the world
From the eyes of a child
هنوز دنیایی را که از منظر یک کودک می دیدم را به یاد دارم
Slowly those feelings
Were clouded by what I know now
و حال آن احساسات به آرامی بخاطر چیزهایی که حال میدانم تیره شده اند

Where has my heart gone?
قلبم کجا رفته
An uneven trade for the real world
تجارتی نا برابر برای دنیایی واقعی
Oh I, I want to go back to
Believing in everything and knowing nothing at all
میخواهم باز به باوری بازگردم ، باوری بر تمام چیزهایی که هیچ نمی دانم

I still remember the sun
هنوز خورشیدی را به یاد دارم
Always warm on my back
که همیشه گرمایش بر پشتم بود
Somehow,it seems colder now
که به نحوی گرمایش فروکش کرده است

Where has my heart gone?
قلبم کجا رفته است
Trapped in the eyes of a stranger
آیا در چشمان غریبه ای اسیر گشته
Oh I, I want to go back to
Believing in everything
آه، میخواهم باز همه چیز را باور کنم

[Latin hymn:]
Iesu, Rex admirabilis

O Jesus, King most wonderful
آه ای مسیح، ای بهترین پادشاه
et triumphator nobilis,

the conqueror renowned
ای فاتح نامدار
dulcedo ineffabilis,

the sweetness most ineffable,
ای شیرین ترین ناگفته ها
totus desiderabilis.

entirely desirable.
ای نهایت مطلوب من

[Man:]
"As the years pass by
Before my face,
در حالی که سالها از پیش رویم می گذرند
As wars rage before me,
و در حالی که جنگه ها مرا دیوانه می کنند
Finding myself
In these last days of existence,
خود را در این روزهای هستی می یابم
This parasite inside me,
و این طفیلی من است
I forced it out.
آن را از خود دور کردم
In the darkness of the storm
در تاریکی توفان
Lies an evil,
شیطانی آرامیده
But it's me."
اما آن من هستم

Where has my heart gone?
قلبم کجا رفته
An uneven trade for the real world
تجارتی نا برابر برای دنیایی واقعی

Oh I, I want to go back to
Believing in everything
آه، میخواهم باز همه چیز را باور کنم
Oh where, where has my heart gone
قلبم کجا رفته
An uneven trade for the real world
تجارتی نا برابر برای دنیایی واقعی

Oh I, I want to go back to
Believing in everything
آه، میخواهم باز همه چیز را باور کنم

I still remember.
هنوز به یاد دارم

نقد :


بدون شك Field Of Innocence يكي از بهترين هاي اونسنس است. آهنگي كه ميتوان آن را شاهكاري از آلبوم اول گروه، Origin ناميد.

متن اين ترانه بسيار زيبا، به پايان دوران كودكي و ورود به دنياي كثيف بزرگترها اشاره دارد. البته اين ترانه، داراي متن بسيار ساده اي هست، كه به راحتي قابل درك است، اما با وجود همين سادگي نكات زيبايي در خود نهفته دارد كه قابل بحث و گفتگو است.

 I still remember the world
From the eyes of a child
هنوز دنیا را به خاطر می آورم...
از چشمان یک کودک!

در واقع در بيت اول شاعر قصد داره بگه هنوز هم به دوران خوش كودكيش تمايل داره و هنوز هم در اون روزها سير ميكنه.
( براي من  سخت بود كه باور كنم بزرگ شدم و بايد مثل بزرگتر ها زندگي كنم )
Slowly those feelings
Were clouded by what I know now
آنان به تدریج محسوس می شدند...
و بر دانسته هایم سایه افکن شدند!

به نظر من منظور امي در اينجا سالهاي عمر هست كه به آرومي محسوس ميشن و همه خوبيها و خوشيهاي دوران كودكي انسانها رو درر ابهام فرو ميبرن، محوشون ميكنن.

Where has my heart gone
 An uneven trade for the real world
قلبم به کجا رفته است؟!
مسیری ناهموار برای دنیای واقعی!

در اين بخش از ديد من، اين سوال رو از خودش كه اون قلب من، كه روزي جايگاه مهر و محبت بود، الان كجاست؟( چرا قلبم پر از نفرت و كينه است )
و همونطور كه ميدونيد، كودك در يك دنياي واقعي زندگي نميكنه، دنيايي كه يك كودك در اون زندگي ميكنه، يه دنياي شاد و بي دغدغه هست. ( زيبا ترين دنيا و بهترين دوران زندگيم ) 
چيزي كه در واقعيت ناممكنه.( و هيچ وقته ديگه بدست نمياد راستي كه خيلي راحت از دست رفت )
و به همين دليل امي ورود به دنياي واقعي رو (با افزايش سن) مثل مسيري سخت و نا هموار ميبينه كه ناگزير به عبور از اونه.( و با تمام مخالفت هاي تو بقيه اصرار دارن كه تو بزرگ شي و همه ي اون چيزايي كه ازشون بيزاري و باعث بيمار شدنت ميشه ببيني و درك كني و اخرش بگي خب اين زندگيه تو زندگي همه اين چيزهاي زشت و كريه وجود داره )

Oh I... I want to go back to
Believing in everything and knowing nothing at all
اوه من ... من می خواهم بازگردم به ...
باور کردن همه چیز و ندانستن هیچ چیز!

حالا كه داره بزرگ ميشه، و ناپاكي هاي اين دنيا رو ميبينه، ميخواد به دوراني برگرده كه همه چيز رو به راحتي باور ميكرد، و حقيقت هيچ چيز رو به درستي درك نميكرد( دوست دارم برگردم به همون دوران كه كسي ازمن توقع نداشت اين همه ناپاكي و كراهت و بين اين آدما ببينم و بروي خودم نيارم من اون روزايي رو مي خوام كه توي حياط خونمون مي نشستم و با عروسكام بازي مي كردم و از صميم قلبم عشقم و بهشون ميداد اون زماني كه لبريز از عشق بودم نه حالا كه پر از نفرت و كينه ام و مريضم از زندگي در كنار  اين ادم هاي گرگ صفت )


I still remember the sun
Always warm on my back
Somehow it seems colder now
هنوز خورشید را به خاطر می آورم...
همیشه بر پشتم گرمی می افکند!
گرچه اکنون سردتر به نظر می آید!

من احساس ميكنم در اينجا از دوران نوجواني حرف ميزنه.( سخت ترين دوران زندگيم )
حالا ديگه بزرگ شده.( دردناك ترين اتفاق رشدي كه نمي توني جلوشو بگيري )
و به ياد مياره كه در گذشته هاي نه چندان دور خورشيدي بود كه گرمش ميكرد. ( و اون زمان چه قدر راحت شاد مي شدم و مي خنديدم شوق زندگي داشتم گرم زندگي بودم از گرمي من شوق و  حرارت در زندگي ديگران هم شكل مي گرفت اما الان به قدري سردم كه دارم يخ مي زنم بي روح بدون شوق بدون هيچ هدف و دلبستگي براي زندگي )

 اما الان ديگه اين طور نيست و اون هم خيلي سرد به نظر ميرسه.
ميشه اين طور هم برداشت كرد كه منظورش اون سردي اي هست كه در روابط بزرگتر ها بوجود مياد. روابط خشك و رسمي.

Where has my heart gone
Trapped in the eyes of a stranger
Oh I... I want to go back to
Believing in everything
قلبم به کجا رفته است؟!
در چشمان یک غریبه به دام افتاده ام!
اوه من ... من می خواهم بازگردم به...
باور کردن همه چیز!

به نظرم اين بخش از ترانه خيلي واضحه و اصلا نيازي نمي بينم كه در موردش توضيح بدم.( واقعن دوست دارم به عقب برگردم )

در اين ترانه بخشي هم به زبان لاتين هم وجود دارد:

Iesu, Rex admirabilis
Et triumphator nobilis,
Dulcedo ineffabilis,
Totus desiderabilis

 

و در پايان ترانه باز هم ميگه:

I Still Remember 
من هنوز هم به خاطر ميارم.


درسته، من هم هنوز به خاطر ميارم.
دوران خوب كودكي رو كه با گذشت سالها به پايان ميرسه، و وقتي كه توي زندگي يكنواخت خودمون غرق ميشيم و خودمون رو در گير روز مرگي ميكنيم، اين كودك در عمق وجودمون كم كم ميميره......

فهم و آگاهي، فاكتورهايي هستن كه در درون همه ما وجود دارن. فاكتورهايي كه با رشد انسان رشد ميكنن و رشدشون در ظاهر خوشاينده اما انسان رو از درون ميسوزونه و پوچ ميكنه.

اي كاش تا ابد زندگي را از چشمان يه كودك ميديديم....

منبع : طرفداران گروه Evanescence


نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: لیریک 
پنجشنبه 1 آذر1386 ساعت 19:54
نام آهنگ : The Unforgiven

آلبوم : Metallica

هنرمند : Metallica

شماره ی تراک : ۴

مدت زمان : ۶:۲۶

متن و ترجمه :

The Unforgiven
نابخشوده
 


New blood joins this earth
انسان دیگری به این دنیا ملحق می شود،

And quickly he's subdued
و به سرعت رام می شود

Through constant pain disgrace
در میان درد و خفت و رسوایی دائمی

The young boy learns their rules
آن پسر جوان قوانین آنها را می آموزد

 

With time the child draws in
در این زمان که این بچه در حال بزرگ شدن است

This whipping boy done wrong
با هر اشتباهی ضربات شلاق در انتظار اوست

Deprived of all his thoughts
از تفکراتش بی بهره می ماند

The young man struggles on and on he's known
و مرد جوان متوجه میشود که همواره باید تقلا کند

A vow unto his own
به خود ش قول می دهد

That never from this day
که دیگر از امروز به بعد

His will they'll take away
آنها خواسته هایش را نادیده نگیرند

 

What I've felt
چیزی که درک کردم

What I've known
چیزی که فهمیدم

Never shined through in what I've shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم

Never be
هرگز نخواهم بود

Never see
هرگز نخواهم دید

Won't see what might have been
نخواهم دید چیزی را که حتی ممکن است وجود داشته باشد

 


What I've felt
چیزی که درک کردم

What I've known
چیزی که فهمیدم

Never shined through in what I've shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم

Never free
هرگز آزاد نخواهم بود

Never me
نه می توانم خودم باشم

So I dub the unforgiven
پس تو را نابخشوده می خوانم

 

 

They dedicate their lives
آنها زندگیشان را وقف او می کنند

To running all of his
تا به زندگیش ادامه دهد

He tries to please them all
سعی می کند که آنها را خوشنود نگه دارد

This bitter man he is
این مرد حال به هم زن

Throughout his life the same
در سراسر زندگیش همواره

He's battled constantly
بی وقفه در حال ستیز بوده

This fight he cannot win
این جنگیست که او هرگز پیروز نخواهد شد

A tired man they see no longer cares
چیزی که آنها خواهند دید یک مرد خسته است، دیگر اعتنایی نمی کنند

 

The old man then prepares
سپس آن پیر مرد آماده می شود

To die regretfully
تا در افسوس به دنیا آمدنش بمیرد

That old man here is me
و آن پیر مرد من هستم

 

 
What I've felt
چیزی که درک کردم

What I've known
چیزی که فهمیدم

Never shined through in what I've shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم

Never be
هرگز نخواهم بود

Never see
هرگز نخواهم دید

Won't see what might have been
نخواهم دید چیزی را که حتی ممکن است وجود داشته باشد

 


What I've felt
چیزی که درک کردم

What I've known
چیزی که فهمیدم

Never shined through in what I've shown
هرگز آنطور که باید در زندگیم ندرخشیدم

Never free
هرگز آزاد نخواهم بود

Never me
نه می توانم خودم باشم

So I dub the unforgiven
پس تو را نابخشوده می خوانم

 

You labeled me
تو این اسم را برای من گذاشتی

I'll label you
من هم تو را به این اسم می خوانم

So I dub the unforgiven
پس تورا نابخشوده می خوانم

 

 
Never free
هرگز آزاد نخواهم بود

Never me
نه می توانم خودم باشم

So I dub the unforgiven
پس تو را نابخشوده می خوانم


 

نقد :

شاید با اولین نگاه به شعر Unforgiven ، آن را شعری با دیدی منفی نگرانه به دنیا بدانیم که همه چیز را از یک بعد نگاه میکند. ولی Unforgivenنگاه کوتاهی به حقیقتهای زندگی ما انسانها دارد و همینطور به نا مساعدتها، مشکلات و قضا و قدرهایی که همواره یک انسان در طول زندگی خود با آنها در مبارزه است. درد، خفت و خواری، قوانین خشک، بی بهره ماندن از افکارخویش و . . . نشان دهنده همین موضوع است.

در Stanza ابتدایی شاعر نوزادی را خلق میکند که پا به عرصه زندگی میگذارد و از همان ابتدا متوجه می شود که برای ادامه زندگی می بایست با قوانین و مقررات این دنیا آشنا شود تا شاید بتواند ذره ای از بار درد و خفت و خواری را که او را محصور کرده است کم کند.

New blood joins this earth
And quickly he's subdued
Through constant pain disgrace
A young boy learns their rules

در Stanza بعدی دوران جوانی و میان سالی آن نوزاد ترسیم میشود. شاید با دقت در زندگی خود بهتر بتوانیم این Stanza را درک کنیم.جوانی که در این سنین به دنبال کلیدی میگردد که بوسیله آن بتواند دری را که به سوی رهایی وخوشبختیست باز کند.ولی آن را نمی یابد و خود تصمیم می گیرد دری به سوی آزادی بشکافد.

His will they'll take away
With time the child draws in
This whipping boy done wrong
Deprived of all his thoughts
A young man struggles on and on he's known

 این جوان بسیاری از کارها را مجبور است انجام دهد، بدون آنکه خواسته ها و عقایدش در نظر گرفته شود. جوانی که هیچ چیز را در زندگی نمی تواند به راحتی بدست آورد و برای رسیدن به خواسته هایش همواره در تکاپو وتقلا میباشد.

A tired man they see no longer cares
Throughout his life the same
He's battled constantly
This fight he cannot win

 جوانی که حتی در مواردی می بایست چشم خود را بر حقایق ببندد.

Never be
Never see
Won't see what might have been

 گویی بخاطر گناهی که آدم و حوا مرتکب شدند، او نیز نابخشوده شده و می بایست تنبیه شود.

Never free
Never me
So I dub thee unforgiven

Stanza پایانی نگاهی به اواخر زندگی آن جوان دارد. پس از تقلا ها و دست و پا زدنها و تحمل خفت و خواری و درد زندگی او را پیر می کند. پیر مرد در اواخر عمر خود موفق به باز کردن دری بسوی آزادی می شود ولی دیگر خیلی دیر شده است و او حتی رمق عبور از آن در را ندارد. پس پیر مرد پشیمان و متاسف از بدنیا آمدن خود آماده مردن می شود. پیر مردی که خود را نابخشوده Unforgiven می خواند.

The old man then prepares
To die regretfully
That old man here is me

.

.

What I've felt, what I've known
Never shined through in what I've shown
Never free, never me
So I dub thee Unforgiven

چیزی که درک کرده ام، چیزی که فهمیده ام
هرگز آنطور می توانستم عمل نکرده ام
هرگز آزاد نخواهم بود، هرگز نمی توانم خودم باشم
پس تو را نابخشوده می خوانم.

 منبع : ترجمه آهنگهای خارجی 

نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: لیریک 
جمعه 25 آبان1386 ساعت 13:5
نام آهنگ : Given Up

آلبوم : Minutes To Midnight

هنرمند : Linkin Park

شماره ی تراک : 2

مدت زمان : 3:10

Given Up
رها کردن

Wake in a sweat again
بیدار شدن از خواب در حالی که از کابوسی برخاسته ای
Another day's been laid to waste
روزهای دیگر رو هم به بطالت گذرانده ای
In my disgrace
این بی آبرویی
Stuck in my head again
در ذهن من چسبیده
Feels like I'll never leave this place
احساس می شه که هرگز این مکان را ترک نخواهم کرد
There's no escape
راه فراری نیست

I'm my own worst enemy
خودم بدترین دشمن خودم هستم

I've given up; I'm sick of feeling
من رها کردم ، مریض احساس کردنم
Is there nothing you can say
هیچ حرفی برای گفتن نداری؟
Take this all away; I'm suffocating
همه این هارو دور کردی; من خفه هستم
Tell me what the fuck is wrong with me
به من می گی: چه غلطی کردی؟

I don't know what to take
من نمی دونم چه چیزی رو گرفتم؟
Thought I was focused but I'm scared
من فکر می کردم متمرکز بودم اما زخمی شدم
I'm not prepared
چیزی مهیا نکردم
I hyperventilate
و نفس عمیق می کشم
Looking for help somehow somewhere
بگرد که یه جوری و یه جایی به من کمک کنی
And no one cares
ولی یه دلسوز و محافظ نیست
I'm my own worst enemy
خودم بدترین دشمن خودم هستم

I've given up; I'm sick of feeling
من رها کردم ، مریض احساس کردنم
Is there nothing you can say
هیچ حرفی برای گفتن نداری؟
Take this all away; I'm suffocating
همه این هارو دور کردی; من خفه هستم
Tell me what the fuck is wrong with me
به من می گی: چه غلطی کردی؟

Put me out of my misery
از بدبختی نجاتم بده
Put me out of my misery
از بدبختی نجاتم بده
Put me out of my
از بدبختی نجاتم بده
Put me out of my fucking misery
از این بدبختی لعنتی نجاتم بده

I've given up; I'm sick of feeling
من رها کردم ، مریض احساس کردنم
Is there nothing you can say
هیچ حرفی برای گفتن نداری؟
Take this all away; I'm suffocating
همه این هارو دور کردی; من خفه هستم
Tell me what the fuck is wrong with me
به من می گی: چه غلطی کردی؟

 

 

نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: لیریک 
 
 
سينما گستره آن چيزهايی است كه توضيح ناپذيرند. ( روبر برسون ) ### فيلمها ادامه دهنده دوران كودكی اند و هر كسي با توسل به آنها می خواهد آزادتر، قدرتمندتر و جذاب تر باشد. ( مارلون براندو ) ### من قهرمان ناقص فيلم زندگي خودم هستم. ( رابرت ردفورد ) ### انسان زماني به بلوغ می رسد كه طعم تنهايی را چشيده باشد. ( پل نيومن ) ### بهترين فيلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستايش می كنند. ( جك نيكلسون ) ### درخشان ترين تاجی كه اشخاص بر سر می نهند در آتش كوره ها گداخته می شود. ( چارلي چاپلين ) ### ستاره شدن معادل با آزادی است و اين تنها معادله ‌ای است كه اهميت ندارد. ( داستين هافمن ) ### استعداد آدم ها در نوع انتخابهای آنها جلوه مي كند. ( رابرت دنيرو ) ### سينمای خوب چيزی است كه ما توانايی باور كردنش را داشته باشيم و سينمای بد چيزی است كه برای ما غير قابل باور باشد. ( عباس كيارستمی ) ### سينما پديده جالبی است چراكه قادر است تا جنبه ميرای زندگی را ضبط كند. ( ژان لوك گدار ) ### بهترين فيلم فيلمی است كه برای كر و لال ها ساخته شود. ( سرگئی پاراجانف ) ### آنان که نخواهند چیزی را تقلید کنند نمی توانند دست به خلق چیزی بزنند. ( سالوادور دالی ) ### زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم، زندگی واقعیتی است که محکوم به تجربه آن هستیم. ( سوزان کی یر گارد ) ### سینما آشکار نمی سازد بلکه پنهان می دارد. ( کارل تئودور درایر ) ### سينما توهم بزرگي است که واقعي تر از خود واقعيت مي شود. ( لوئیس بونوئل )

 

تمام حقوق مادی و معنوی اين وبلاگ محفوظ است
استفاده از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و درج لینک مجاز می باشد