عنوان فارسی: مکعب 2: فرا مکعب ( مکعب چهار بعدی ) ( Cube 2:
Hypercube )
جمله ی تبلیغاتی: The first one had rules
محصول سال: 2002 ( اولین عرضه در July 29 )
ژانر: ترسناک ، علمی تخیلی ،
مهیج
به کارگردانی: Andrzej Sekula
فیلم نامه: نوشتهی Sean Hood ، Ernie Barbarash ، Lauren
McLaughlin
با هنرمندی:
Kari
Matchett در نقش Kate Filmore
Geraint Wyn Davies در نقش Simon
Grady
Grace Lynn Kung در نقش Sasha
Matthew Ferguson در نقش Max
Reisler
Neil Crone در نقش Jerry
Whitehall
Barbara Gordon در نقش
Mrs. Paley
Lindsey Connell در نقش
Julia
Greer Kent در نقش Becky
Young
Bruce Gray در نقش Colonel
Maguire
Philip Akin در نقش The
General
Paul Robbins در نقش
Tracton
Andrew Scorer در نقش Dr.
Phil Rosenzweig
آهنگساز: Norman Orenstein
این فیلم با نام های :
Cube²: Hypercube
(USA)
Hypercube (USA)(promotional title)
نیز شناخته می شود.
محصول کشور: Canada
لوکیشن
ها:
Los Angeles, California, USA
Toronto, Ontario, Canada
زبان: English
تصویر:
رنگی
رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷
سال با همراهی والدین تماشا کنند.
زمان فیلم: 95
دقیقه
این فیلم قسمتی از سه گانه مکعب است که شامل 2 فیلم دیگر نیز
هست:
Cube (1997)
Cube Zero (2004)
خلاصه داستان:
هشت غریبه در اتاقهایی مکعبی شکل از خواب بیدار می شوند بعد از مدتی در می یابند که خروجی هر مکعب به یک اتاق جدید است که خطرات زیادی آنها را در آنجا تهدید می کند.

کوتاه از فیلم:
این بار نه خبری از حقه های کشنده است و نه اتاق های رنگارنگ . بحث ، بحث مکعب چهار بعدی است . بحث نظریه های پیشرفته فیزیکی ( کوانتوم ، وجود دنیاهای موازی ، در هم آمیختن گذشته و حال آینده و تغییر جهت نیروی جاذبه !) هرچه Cube ریاضی بود و مباحث ریاضی را مطرح می کرد Hypercube به صورت پیچیده تری به فیزیک نظری می پردازد .

با وجود نظریه دنیاهای موازی شاید کمی به یاد رمان معروف جان کریستوفر (ساموئل یود ) بیفتید : " گوی آتشین " اما فیلم شباهت چندانی به آنچه کریستوفر تصویر کرده بود ندارد . فیلم بیشتر متکی بر نظریه های علمی است و جذابیت فوق العاده اش را نیز از این طریق تامین می کند. فیلم اگر چه از ایده های بکر وینچنزو ناتالی کارگردان فیلم اول، فاصله گرفته است، اما آن را با ایده های جدیدی جایگزین کرده است.
نمی دانم کتاب بیگانه آلبر کامو را خوانده اید یا نه و یا کتاب مسخ اثر فرانتس کافکا راکه به نوعی با مفاهیم فیلم همسویی دارند. چند نفر در یک مکعب هزار تو یا به عبارت دیگر در هزاران مکعب تو در تو گیر افتاده اند و هر کدام از این مکعب ها هم قوانین فیزیکی مخصوص به خود را از نظر زمان و گرانش دارد. هیچ کدام از این افراد نمی دانند چگونه به اینجا آمده اند و نمی دانند هم که چگونه باید از آن خارج شوند. (شعر مولانا: "از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم" و بعد که می فرماید: "هر که آورد مرا باز برد در وطنم"). تلاش این افراد برای فرار به جایی نمی رسد چون واقعا نمی دانند به کجا باید بگریزند و راه نجات کجاست. هر چه بیشتر می جویند کمتر می یابند. یا به گذشته خود می رسند و یا به آینده خود البته گذشته و آینده ای که در همان مکعب مرگ رقم می خورد("گم گشتگی انسان عصر حاضر"). در این جستن شتابان و بی حاصل آنچه واقعا به چشم نمی خورد "خدا" است. هر کس وارد این مکعب شود هیچ راه بازگشتی ندارد. هیچ راه نجاتی نیست. هیچ دری به بیرون باز نمی شود. تمام درها به مکعب هایی دیگر با زمان و گرانشی متفاوت باز میشود. گاه زمان کند است گاه تند. گاه گذشته و گاه آینده و جاذبه ها که که جهت هایشان تغییر می کند. تنها کسی که کلید این معمای اسرار آمیز را یافته است جان به جان آفرین تقدیم کرده است. هیچ کس برای نجاتش از خدا کمک نمی خواهد("خدا زدگی نسل حاضر"). تنها اندیشه ای که در این زوال مرگ معمای گریز را حل کرده است مجهز به دانش نیرومندی بوده است به نام "ریاضیات". اما سوال اینجاست که چرا ریاضیات معما را حل کرده است اما نجات بخش نبوده است؟ و نمی خواهیم که باز وارد مقولات فنی شویم که "علم بهتر است یا ثروت؟" نه، ببخشید، اشتباه شد. که فلسفه یا عرفان؟ عشق یا عقل؟ و... . در کل از آن فیلم هایی است که آدم را کمی به فکر وامی دارد.
نقد فیلم:
6 سال بعد از اولین فیلم از سه گانه ی مکعب فیلم "مکعب 2: مکعب 4 بعدی" به نمایش
در آمد. "Cube" توانست طرفداران فیلم های علمی و تخیلی و ترسناک را متعجب کند.
فیلمی بسیار کم هزینه ولی فوق العاده جذاب و نفس گیر. به جرئت می توان گفت فیلم از
بسیاری از فیلم های هالیوودی هم سبک خود با هزینه های نجومی یک سر و گردن بالاتر
بود. به دنبال موفقیت فیلم، ساختن دنباله برای آن قابل پیش بینی بود. از این رو
کمپانی Lions Gate "مکعب 2" را در 29 آپریل 2003 اکران کرد. جمله ی تبلیغاتی فیلم،
آن را به خوبی توصیف می کند:
"In this place, space defies reason, time has no
meaning, and reality is out to get you."
یعنی "در این مکان فضا دلیل می طلبد،
زمان معنایی ندارد و حقیقت در بیرون تو را در بر می گیرد."

هشت غریبه در اتاقهایی مکعبی شکل همراه با دیوار هایی سفید از خواب بیدار می شوند. آنها اتاق به اتاق شروع به حرکت می کنند و در هر اتاق با افرادی جدید آشنا می شوند که آنها هم در این مکعب بزرگ گیر افتاده اند. هیچ کدام نمی دانند که چرا و چگونه به این مکعب ها راه پیدا کرده اند. در ادامه حوادثی بین این افراد شکل می گیرد. حوادثی که از خود آن مکعب ها ترسناک ترند.

بعد از دیدن نیمی از فیلم به این نکته پی خواهید برد که بازی های فیلم چقدر استادانه است. با این که فیلم بسیار کم خرج ساخته شده است و از بازیگران انتظار بازی چشم گیری نمی رود، اما بازیگران فیلم به خوبی از عهده ی نقش خود بر آمده اند. به ویژه کری مچت ( بازیگر فیلم Angel Eyes ) در نقش کیت فیلمور.

علاوه بر بازی گردانی، فیلم از جهت فیلم برداری نیز بسیار موفق است. برای مثال در یکی از صحنه های فیلم یکی از بازیگران زن فیلم درون مکعب است و در همین حال بازیگر دیگری از سوراخ در حال آمدن به سوی آن مکعب است. چیزی که ما در ادامه می بینیم حرکت دوربین از چشم های این دو بازیگر است با سرعت های متفاوت. این دو تصویر در هم آمیخته می شوند و نمای زیبایی را پدید می آورند. ( حتما به این صحنه ی فیلم توجه کنید. )

روی هم رفته می توان گفت "مکعب 2: مکعب 4 بعدی" برای دوستداران علم فیلم بسیار هیجان انگیزی است. اما طرفداران فیلم های ترسناک را نیز تا حدودی راضی می کند. فیلم سوال های بسیاری مطرح می کند که مدت هاست برای نظریه پردازان فیزیک نظری بی جواب مانده اند و فیلم سعی دارد با درگیر کردن بینندگان خود آنها را به تفکر درباره ی آنها دعوت کند. سوال هایی مانند وجود بعد چهارم و این که به راستی این بعد چه می تواند باشد؟

تحلیل فیلم:
هایپر کیوب یه مکعب 4 بعدیه. حالا چطور ممکنه یه مکعب 4 بعد پیدا کنه؟ اگه ما زمان رو هم یه بعد در نظر بگیریم ( که البته هست) پس با استفاده از فرضیه زمان های موازی می تونیم بعد چهارم رو هم ایجاد کنیم. یعنی چی ؟ یعنی در هایپر کیوب زمانها به ترتیب اتفاق نمی افتن بلکه در موازات هم هستن و گذشته و حال و آینده ای وجود نداره و همه چیز می تونه تکرار بشه. یعنی همونطوری که می تونی برای طول و عرض و ارتفاع روی یه خط کش به سمت مثبت یا منفی بری زمان رو هم می تونی چنین حالتی براش درنظر بگیری. پس زمان از بین نمی ره و تو می تونی با داشتن دو نقطه در مختصات یه صفحه که فقط با هم مثلا یه میلیمتر تفاوت دارن فاصله زمانی کاملا متفاوتی ( هرچی دلت بخواد زیاد یا کم!!) داشته باشی.

درست مثل دو تا نقطه توی فضای سه بعدی می مونه که با داشتن طول و عرض مساوی در
هردو می تونی یه میلیون ارتفاع متفاوت داشته باشی و عکسش هم درسته یعنی با داشتن دو
نقطه با زمان مساوی فاصله در طول و عرض و ارتفاع اون نقطه داشته باشی!! خیلی جالبه
نه؟
بطور خلاصه در هایپر کیوب بحث هم زمانی در مکان های مختلف و هم مکانی در
زمان های متفاوت رو داریم که در حقیقت بحث همچین تئوریکی هم نیست و یه قسمت دنیای
ما همینیه که گفتم. اما خب به همین سادگی هم نیست. وقتی بتونی یه ثانیه بعد از زمان
حال زمان گذشته رو داشته باشی اونجا دیگه بحث هایپر کیوب تخیلی می شه و همه چی قر و
قاطی می شه!

گفته میشه در به وجود آمدن جهان هم دو زمان موازی دخالت داشتن و ما در یک لایه از این زمان زندگی می کنیم و در لایه دیگه اتفاقاتی هستن که در زمان ما ( حال ) نیست. اگه اینطوری به همه چی نگاه کنی به این نتییجه می رسی که زمان نامیراست و قابل تکرار شدنه و شایدم اصلا ما در یک هایپر کیوب بزرگ باشیم!!!

البته باید گفت بعد چهارم حتما همون زمان نیست. بعضی از دانشمندها اعتقاد دارن بعد 4 یک بعد مکانی است. در واقع 3 محور x,y,z رو بعنوان طول و عرض و ارتفاع در نظر بگیرید. x و y و z بر هم عمود هستن. حالا محور بعد مکانی چهارم بر این 3 محور عمود است. اما در فضای 3 بعدی خودمون نمیتونیم این کارو انجام بدیم حتی تجسمشم خیلی سخته. ولی دانشمندهای علم فیزیک علایمی رو مشاهده کردند که نشون میده جهان 3 بعدی ما درون یک فوق فضای 4 بعدی قرار داره.

البته همه ما حق داریم که نتونیم درک کنیم که چطوری محور بعد 4 بر این 3 محور عموده نظریه "مثل" افلاطون میگه : فرض کنید چند نفر انسان رو از ابتدای تولدشون در یک غار تاریک رو به دیوار غار قرار دادن و آنان را چنان به غل و زنجیر کشیدن که قادر به هیچ حرکتی نیستن و حتی نمیتونن به هیچ چیز دیگر غیر از دیوار غار نگاه کنن در این غار در پشت این انسانهای مفلوک عروسکهای خیمه شب بازی قرار دادند و پشت این عروسکها شمعهایی وجود دارند که نور میدهند . این عروسکها رو افرادی حرکت میدهند. و سایه این عروسکها روی دیوار جلوی انسانهای مفلوک می افتد. این انسانها از زمان نوزادی خود هیچ چیز جز سایه ندیدند بنابراین هرگز نمیتونن درک کنن حقیقتی فراتر از این وجود دارد و فکر میکنن تمام جهان این سایه ها هستن .با یک مقایسه میتونیم درک کنیم که ما هم میتونیم مثل اون انسانهای مفلوک باشیم . چون از ابتدای زندگیمون چیزی جز 3 بعد ندیدیم. بنابراین طبیعیه که درک ابعاد بالاتر مشکل باشه.





