
نام :
پیش گفته (Apocalypto)
کارگردان :
مل گیبسون (Mel Gibson)
تهیه
کننده :
مل گیبسون (Mel Gibson)
فرهاد صافی نیا (Farhad Safinia)
فیلم نامه نویس :
فرهاد صافی نیا
بازیگران
:
رودی یانگبلاد (Rudy Youngblood)
دالیا هرماندز (Dalia
Hermandez)
جاناتان بروور (Jonothan Brewer)
کارلوس امیلیو بائز (Carlos
Emilio Baez)
اسرائیل کانترراس (Israel Contreras)
موسیقی
:
جیمز هورنر (James Horner)
فیلم بردار :
دین سملر (Dean Semler)
ادیتور :
کوین استیت (Kevin
Stitt)
جان رایت (John Wright)
شرکت پخش کننده :
شرکت
برادران وارنر (Warner Bros. Picture)
تاریخ انتشار :
8
دسامبر 2006
زمان فیلم :
139 دقیقه
بودجه
فیلم :
40 میلیون دلار
فروش فیلم :
111
میلیون دلار در دنیا (تا اول مارس 2007)
درباره فیلم :
آپوکالیپتو یا پیش گفته داستان
مردمان دهکده ای از قبیله مایا ها را به تصویر می کشد که با مشکل برده گیری و
خرافات زمان خود دست به گریبان می شوند.
این فیلم اولین اثر نویسنده ایرانی الاصل "فرهاد صافی نیا" می باشد. فرهاد صافی نیا از خردسالی به همراه خانواده به اروپا و سپس به آمریکا مهاجرت کرده است. این فیلم به عنوان اولین اثر او موفقیت بزرگی محسوب می شود که با کارگردانی "مل گیبسون" ، مرد مشهور هالیوود ساخته ساخته شد.
"مل گیبسون" همچنان سبک فیلم "مصائب مسیح (ع)" را ادامه داد و این فیلم را با زبان اصلی مایا ها ساخته است. بازیگران آن همه غیر هالیوودی هستند و هیچکدام آنها مشهور نیستند.
اغلب صحنه های فیلم در مکزیک فیلم برداری شده است و از بازیگران بومی استفاده است.

نمایی از فیلم
نمایی از داستان :
ماجرای فیلم درباره زندگی
مردی است که برای نجات خانواده اش در افول تمدن مایا در بدو ورود اسپانیایی ها تلاش
می کند.
فیلم از تصویر کشیدن مردمان دهکده ای در آمریکای جنوبی شروع می شود و چالش زندگی آنها در آن برهه از زمان درباره خرافات ، آدم کشی و قحطی را بیان می کند.

نمایی از فیلم
داستان فیلم :
داستان درباره افراد یک قبیله است که با اینکه به صورت وحشی زندگی میکنن(لباس مناسب ندارن) ولی خیلی با هم صمیمی هستند .اونها زندگی خوبی و شادی داشتند تا اینکه یک قبیله وحشی به اونها حمله میکنه و بین دو قبیله جنگ به وجود میاد و توی این درگیری یکی از افراد قبیله Dalia Hernandez که قهرمان داستان هم هست(و پسر رییس قبیله) از شلوغی جنگ استفاده میکنه و زن و بچه خودش رو با طناب به ته یک چاه میبره تا زن و بچش اسیب نبینن و دوباره به جنگ مشغول میشه ولی نتیجه جنگ به نفع قبیله وحشی تموم میشه و افراد قبیله وحشی بعضی از افراد قبیله(خوب) رو میکشن و بقیه رو به اسارت میگیرن.

نمایی از فیلم
قبیله وحشی با اسیران قبیله خوب به محل زندگی قبیله وحشی میرن .
و یکی یکی افراد قبیله رو برای خشنودی خدایان قربانی میکنن و میکشن.نوبت به
قهرمان داستان یعنی Dalia Hernandez میرسه و میخوان اونو بکشن ولی یک اتفاقی میفته
و روسای قبیله از کشتن اون و افراد باقیمونده منصرف میشن(خودتون ببینین) و بقیه
افرادی که زنده موندن به فرمانده قبیله تحویل داده میشن تا فرمانده هر بلایی خواست
سر اونها بیاره.

نمایی از فیلم
فرمانده یک بازی ترتیب میده و به افرادی که زنده موندن میگه که
اگه هرکی بتونه مسافتی تقریبا به اندازه 200 متر رو طی کنه .بعد از این 200 متر
جنگله و میتونین به خونتون برگردین افراد قبیله(خوب) هم دو تا دوتا به سمت جنگل
میدوین.تا خودشون رو به جنگل برسونن تا نجات پیدا کنن و افراد قبیله وحشی هم از پشت
به سمت اونها نیزه پرت میکنن و اونها رو میکشن.(توی یک فیلم که درباره المانی هابود
مشابه این اتفاق افتاده بود و المانیها به زندانیها گفته بودند اگه کسی تا اخر حیاط
زندان بدوه ازاده و وقتی زندانیها میدوییدن با گوله اونارو میزدن) ولی قهرمان
داستان ما ازبقیه زرنگ تره و فرار میکنه(نمیگم چجوری). افراد قبیله وحشی دنبالش
میکنن تا بکشنش(به دو دلیل1.فرار2.نمیگم) Dalia Hernandez به سمت جایی که زن و بچش
هست حرکت میکنه و از اونطرف تحت تعقیبه
یکدفعه Dalia Hernandez شجاع میشه
چون پسر رییس قبیله بوده و احساس مسولیت میکنهو مثل حمله های پارتیزانی مخفیانه
افراد قبیله وحشی که دنبالش کردن رو میکشه(مثل فیلم شکار انسان که سیاه پوستها رو
برای شکار با خودشون میبردن ولی نقششون این بوده که سیاه پوسته رو شکار کنن و بعد
سیاه پوسته شجاع میشه و همه اونهایی که اذیتش کرده بودن میکشه
و...............................
نقد فیلم (کوتاه یا بلند) :
فیلم پیش گفته یا
آپوکالیپتو در تصویر کشیدن مردم دهکده مایا بسیار آمریکایی وار به زندگی آنها می
نگرد. اگر چه مردمان آن دهکده از هیچگونه تمدن مدرن و یا حتی شبیه به مدرن برخوردار
نبودند. اما فرهنگ و ارزش های آمریکای شمالی و امروزی در بافت داستان گنجانده شده
است.
آپوکالیپتو با نمایش کشیدن یک روز زندگی مردم دهکده ، یعنی از شکار صبح ، زندگی عادی مردم دهکده ، سوژه های مورد بحث مردم و طبخ دسته جمعی شام و رقص آخر شب ، یک تعطیلات آخر هفته آمریکایی وار را تداعی می کند. با این تفاوت که دستگاه ها و لباس ها و هیچ سیستم مدرنیته غربی در آن نیست ، اما نحوه زندگی آنان را اینچنین وصف کرده است.
دوگانگی دیگر داستان به دور از فرهنگ بودن مردمان دهکده از زندگی شهری را نشان می دهد که نه معقول است و نه منطقی و نه جالب که مردم دهکده ای ، حتی برای یک بار هم مردم شهر و پادشاهی را ندیده اند و از رفتار ها و مراسم و شایعات آنها حتی یک کلمه هم باخبر نیستند و حتی نه شایعه یا داستان و حتی افسانه ای آنها نشنیده اند و حال آنکه زبان آنها یکی است و می توانند با هم صحبت کنند. حتی در هزاران سال قبل ، در دورترین نقاط تمدن بشری رابطه دهکده ها و شهرنشین ها همواره برقرار بوده است.
در قدم بعدی ، یعنی از زمان شروع اسارت و برده گیری در فیلم و آشنایی بیننده با مراسم ها ، برگ دیگری از داستان شروع می شود. اینجاست که استعداد و تجربه کارگردان و بازیگر خبره ای همانند "مگ گیبسون" فیلم را برای بیننده دلچسب می کند.
فیلم از یک ملو دراما وارد خشونت و نمایش خرافات می شود و وضعیت خفت باری را به نمایش می کشد و باید گفت که قطعا کارگردان در این هدف موفق است.
در قدم بعدی داستان که فرار و گریز است ، باز کارگردان خلاقیت مناسبی را نشان می دهد و داستان فیلم روانتر و جا افتاده تر است. اهداف و چالش های فیلم معلوم است و بیننده منتظر نتیجه گیری است و نتیجه مطلوب بیننده به او اهدا می شود ولی با سرسختی!
نکات:
1.این فیلم هم محیط بسیار زیبایی داره وهم فیلمبرداریش
عالیه
2.مل گیبسون واقعا از چند بازیگر زیر اماتور فیلم قشنگی ساخته
بازیگرها هم خیلی زحمت کشیدن ودر این فیلم محیطهای کثیف یا خطرناک
هم وجود داشت که بازیگرهای پاستوریزه هالیوودی جرات انجام اینچنین کارهای خطرناک رو
ندارن و نمیتونن توی همچین محیطهای کثیف و خطرناکی دووم بیارن
3.البته مل گیبسون
یک اشتباه کرد
صحنه ای که افراد قبیله خوب در حال فرار به سمت جنگل بودن
.
اونی که هیکلی تر بود در اخرای مسیر سرعت خودشو خیلی تابلو کم میکنه
فکر
کنم به خاطر این بود که مسیر کوتاه بود و سرعتشو تنظیم نکرده بود
.
4.البته فیلم یک دید سیاسی هم داره
در ابتداوقتی فیلم رو میبینیم فکر
میکنیم فیلم خیلی خیلی خیلی.....قدیمیه ولی در اخر فیلم میفهمیم اشتباه کردیم
چون کریستف کلمب با کشتی خودش به سمت جزیره حرکت میکنه وجون قهرمان داستان رو نجات
میده
یعنی اینکه غربی ها هم قدرت اینو دارن که جون جهان سومی ها رو نجات بدن و
هم تمدن رو به کشورهای جهان سوم بیارن.
5.یک دید مذهبی هم داره
توی فیلم مردم
قبیله از کلماتی مثل........مقدس که ادم یاد مریم مقدس میفته
یا داستانهایی که
تعریف میکردن که درون این داستانها مسایل فرهنگی و دینی وجود داشت.
و قهرمان
داستان هم هر دفعه به یک نحوی نمیمرد و سالم میموند و طوری این اتفاقات میافتاد که
ادم فکر میکرد خدا نمیخواد قهرمان داستان بمیره چون ادم خوبیه
6.اگه فیلم نجات
سرباز رایان رو دیده باشین محیط فیلم مثل جنگ واقعی بود
طرز زندگی
مردم فیلم اپو کالیپتو و محیطهای فیلم هم خیلی وحشیه و باور پذیر
جوایز فیلم :
نام شخص/ برنده یا نامزد/ بخش جایزه/ جشنواره مربوطه
آلدو سینورتی/ نامزد/ بهترین دستاورد در گریم/ آکادمی آوارد
کامران (کامی) عسگر/ نامزد/ بهترین دستاورد در ویرایش صدا/ آکادمی آوارد
کوین اوکانل/ نامزد/ بهترین دستاورد در میکس صدا/ آکادمی آوارد
مل گیبسون/ نامزد/ بهترین فیلم زبان خارجی/ گلدن گلوب
مل گیبسون/ نامزد/ بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان/ جشنواره "بفتا"

مل گیبسون کارگردان فیلم (وسط)
منبع : زیرنوبس
مطالب مرتبط :
نحوه ی خرید دی وی دی این فیلم با زیر نویس فارسی و قیمت استثنایی تنها ۱۰۰۰ تومان




