تبليغاتX

Miladico - Little Miss Sunshine
چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت 19:11

 

عنوان فارسي: دوشیزه سان ‌شاین کوچولو ( Little Miss Sunshine )
جملات تبلیغاتی : الیو کجاست ! ؟ یا Everyone just pretend to be normal
محصول سال: 2006 ( اولين عرضه در July 26 ) 
ژانر: کمدي ،  درام ، داستانی 
به کارگرداني:
Jonathan Dayton
Valerie Faris
فيلم نامه: نوشته‌ی Michael Arndt 
با هنرمندي:
Abigail Breslin     در نقش    Olive
Greg Kinnear     در نقش    Richard
Paul Dano     در نقش    Dwayne
Alan Arkin     در نقش    Grandpa
Toni Collette     در نقش    Sheryl
Steve Carell     در نقش    Frank
Marc Turtletaub     در نقش    Doctor #1
Jill Talley     در نقش    Cindy
Brenda Canela     در نقش    Diner Waitress
Julio Oscar Mechoso     در نقش    Mechanic
Chuck Loring     در نقش    Convenience Store Proprietor
Justin Shilton     در نقش    Josh
Gordon Thomson     در نقش    Larry Sugarman
Steven Christopher Parker     در نقش    Teen Boy #1
Bryan Cranston     در نقش    Stan Grossman
آهنگسازان: 
Mychael Danna 
Devotchka
محصول کشور: USA  
زبان: English  
تصوير: رنگی  
صدا: DTS ، SDDS ، Dolby Digital  
رده بندی سنی:  R  افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.  
زمان فیلم: 101 دقیقه 
امتیاز اين فيلم از سايت معتبر " اطلاعات اينترنتي فيلم ( IMDb ) " :
کسب رتبه ی 175 در میان 250 فیلم برتر تاریخ سینمای جهان


خلاصه داستان:
خورشید خانم كوچولو در واقع نام مسابقه رقص و آوازی است که هرساله برای دختران خردسال در ایالت کالیفرنیا برگزار می‌گردد. آلیو دختر یک خانواده متوسط آمریکایی است که برای شرکت در این مسابقه انتخاب می‌شود و خانواده با تمامی مشکلاتی که بر جلوی راهشان قرار دارد ، برای همراهی و حمایت از آلیو تصمیم به سفر می‌گیرد که در این سفر اتفاقات بسیار جالبی می افتد ...


تحلیل داستان فیلم:
لیتل میس سانشاین ، یک کمدی جاده ای از سینمای مستقل آمریکاست که همه اجزایش به خوبی در کنار هم چیده شده اند و اثری خلق کرده اند که تماشاگرش را به دل معضلات جامعه آمریکا می برد و با گلچین نمونه هایی از آدم های این جامعه، ما را با کمبودها و زشتی های این جامعه و مردم آن آشنا می کند؛ ولی، همانطور که گفته شد نگاه فیلم به این کمبود ها با چاشنی طنز همراه است و بنابراین از تلخی بسیاری از فیلم های دیگر رنج نمی برد.

Alan Arkin , Steve Carell , Paul Dano , Abigail Breslin , Toni Collette and Greg Kinnear in Fox Searchlight Pictures' Little Miss Sunshine 

خانواده ی هوور در نمایی از فیلم

فیلم ، یک داستان یک خطی دارد و درباره سفر خانواده هوور(Hoover) برای شرکت در یک مسابقه است که سه نسل از این خانواده را با ویژگی ها و خصوصیات مختلف رهسپار کالیفرنیا می کند. این آدم ها آنقدر با هم تفاوت دارند که حتی تصور، داشتن هدف مشترک برای آنها سخت و دشوار است. وقتی فصل افتتاحیــه فیــلم را می بینیم، به راحتــــی درمـــی یابیم که دنیــــای این آدم هــا چه قدر با هــم فـــرق می کند.آدم هایی که با هم یک خانواده را تشکیل می دهند؛ ولی، در تنهایی خود زندگی می کنند.

اما اعضای این خانواده چه کسانی هستند: ریچارد(گرگ کینیر،Greg Kinnear )، پدر خانواده ، یک معلم روش های رسیدن به موفقیت است.او با روش نه مرحله ای« رد کردن باخت» دائماً از برنده و بازنده بودن حرف می زند به طوری که اعضای خانواده را با این حرف ها حسابی کلافه کرده است.
شریل( تونی کولت،Toni Collette)،مادر خانواده، او احساس می کند شکست عاطفی خورده ؛ چراکه، یک بار طلاق گرفته و حالا نهایت سعی اش را می کند تا خانواده را متحد کند و اوضاع را روبه راه نگه دارد.
پدربزرگ(آلن آرکین،Alan Arkin )،او معتاد به هروئین است و در ضمن عقاید عجیب و غریبی دارد و شاید جالب ترین شخصیت فیلم باشد. دایی فرانک(استیو کارل،Steve Carell)که در پی ناکامی در ماجرای عشقی خود، دست به خودکشی زده و حالا به خانواده هوور ملحق شده است.دواین، پسر نوجوان خانواده که بیشتر شبیه یک تکه پلاستیک نرم و دراز می ماند که همیشه به یک یک کج است. او علاقه مند افکار نیچه و پروست است.او به خودش قول داده تا در امتحان مدرسه پرواز قبول نشده، حتی یک کلمه هم حرف نزند.البته تماشاگر از همان ابتدا می داند که این آتشفشان خاموش شل و وارفته را نباید دست کم بگیرد؛ زیرا، بالأخره فوران خواهد کرد و سرانجام آلیو، دختر خانواده هوور که قصد دارد در مسابقه لیتل میس سانشاین شرکت کند و خانوده به خاطر او به کالیفرنیا سفر می کنند. 

راجر ایبرت، در تعریف دقیق کمدی گفته:« درامی با پایان خوش و ماجراهایی که نباید چندان آنها را جدی گرفت.» برای اینکه ذهنیت غلطی از فیلم شکل نگیرد باید بگویم لیتل میس سانشاین طبق این تعریف و سایر نشانه ها فیلمی کمدی است؛ ولی، به هیچ وجه نمی توان آن را یک کمدی صرفاً خنده آور تلقی کرد که تماشاگر را در سراسر فیلم خندان نگه می دارد.
لیتل میس سانشاین، یک کمدی سیاه است که به بررسی رابطه نسل های مختلف جامعـه آمریکا می پردازد و جایگاه این آدم ها و زشتی ها و پلشتی هایشان را به تمسخر می گیرد.

می گویند یک فیلم خوب را می توان با تماشای ده دقیقه اول آن شناخت؛ ولی، لیتل میس سانشاین در همان سه دقیقه اول مرا مطمئن و مجذوب خودش کرد. در افتتاحیه فیلم، دوربین به طرف هر یک از شخصیت های خانواده زوم می کند و علاوه بر معرفی آنها، تنها در قالب چند نما و دیالوگ ، جایگاه شان و گوشه ای از ویژگی هایشان را به خوبی به نمایش می گذارد. ایجازی که در معرفی شخصیت ها در چند نمای اولیه فیلم به کار رفته ، فیلم را به یکی از بهترین نمونه های آموزشی، در نوع خودش بدل می کند.
تنها افتتاحیه فیلم نیست که قوی و منجسم است؛ بلکه، فصول پایانی آن نیز لذت بخش هستند. وقتی همه اعضای خانواده برای تمسخر مراسم متظاهرانه بر روی سن می روند و به رقص و پایکوبی می پردازند؛ تقریباًَ همه به باور جدیدی دست یافته اند.

فیلم را نمی توان تصویری دقیق از جامعه آمریکا دانست؛ چرا که جوامع و روابط در هم تنیده شان، پیچیده تر از آنان اند که بتوان تصویری کامل و بی نقض از آنها ارائه کرد؛ ولی، با اطمینان می توانیم بگوییم که لیتل میس سانشاین یک شمای کلی از مردم آمریکا و دغدغه هایشان ارائه می دهد.

Toni Collette , Abigail Breslin , Alan Arkin , Paul Dano , Steve Carell and Greg Kinnear in Fox Searchlight Pictures' Little Miss Sunshine 

خانواده ی هوور در نمایی از فیلم


مهمترين ويژگي ليتل ميس سانشاين اين است که هر تماشاگري از هر قشر و طبقه و مليتي که باشد,مي تواند چيزي از خودش را در اين کمدي سياه بيابد .در اين سينمايي که تقليد و توليد انبوه ستايش مي شود ,فيلم بديع و اصيل ليتل ميس سانشاين همچون يک موهبت اسماني است و خوش به حال شرکت پخش فوکس سرچلايت که با پرداخت ده ميليون دلار ناقابل,حقوق پخش و نمايش اين فيلم کم بودجه را خريداري کرد,فيلمي که حدود 60ميليون دلار فروش کرده است.
ليتل ميس سانشاين توسط زن و شوهري به نام والري فاريس و جاناتان ديتون کارگرداني شده است.اين فيلم اولين گام کارگرداني خانم و اقاي ديتون است.اين دو قبلا به کار توليد موزيک ويدئو و اگهي هاي تبليغاتي تلويزيوني مشغول بودند.و خدا را شکر که اولين فيلم سينمايي شان هيچ نشاني از زواياي عجيب و غريب دوربيني و تدوين تند .وشتاب زده(که عارضه ي معمول فيلمسازان برامده از مکتب MTV است)ندارد.در واقع ليتل ميس سانشاي يکي از سر راست ترين فيلم هاي سال هاي اخير از حيث داستانگويي است.
داستان در باره ي سه نسل از خانواده ي هوور است.ريچارد(گرگ کينير)پدر خانواده است.شغل او ايراد سخنراني اموزشي و انگيزه بخش در جلسات و همايش هاست.ريچارد يک منبع نه مرحله اي کسالت بار ابداع کرده که معتقد است هر کسي با اجراي اين برنامه مي تواند حسابي ثروتمند شود .ريچارد معتقد است که با عرضه ي اين برنامه در قالب کتاب و نوار مي تواند حسابي ثروتمند شود.شريل(توني کولت)مادر خانواده است.او براي بار دوم است که ازدواج کرده و از تمام توان و انرژي خود استفاده مي کند که خانواده اش را متحد وخوشحال نگه دارد.اين زن شوهر صاحب دو فرزند به نام دواين(پال دانو)و اليو(ايبيگل برسلين)هستند.دواين پسر نوجواني است که قسم خورده با هيچکس حرف نزند.دواين پسر نوجواني است که قسم خورده با هيچکس حرف نزند.اين پسر به ظاهر لال علاقه ي مفرطي دارد به خواندن اثار مارسل پروست و فردريش نيچه.اليو هم يک دختر بچه ي هفت ساله است که دوست دارد در مسابقه ي ملکه ي زيبايي دختران زير ده سال شرکت کند و برنده ي مقام نخست شود.دايي فرانک(استيو کارل)که برادر شريل است نيز نزد خانواده شريل زندگي مي کند.فرانک اخيرا در پي از دست دادن شغل و ابرويش دست به خودکشي زده بود.ديگر عضو خانواده پدر بزرگي است(الن ارکين)که معتاد به کشيدن هروئين است وافکار عجيب و غريبي دارد.در ادامه ي داستان هنگامي که خبر مي رسد که اليو شانس خوبي براي پيروزي در مسابقه ي ملکه يزيبايي «ليتل ميس سانشاين»در رودندو بيچ کاليفرنيا دارد.همه ي اعضاي خانواده سوار يک فلکس واگن مي شوند و به سوي کاليفرنيا حرکت مي کنند.همه ي اعضاي خانواده متحد شده اند که اليو در اين مسابقه پيروز شود اما رسيدن به کاليفرنيا و شرکت در مسابقه با مشکلاتي همراه است که...

سازندگان فيلم به تمام کاراکتر هاي خود فرصت مناسبي براي عرضه داده اند انان همچنين موفق شده اند با موفقيت کامل درام و کمدي را با هم ترکيب کنند.فيلم با وجودي که خنده دار است اما پيام هاي جدي و تلخي هم دارد که در متن کمدي فيلم از بين نمي رود.
به نظر من تلخ ترين وجه اين کمدي سياه(جدا از طرح مقولاتي مثل خود کشي و اعتياد)قضيه مسابقات ملکه ي زيبايي زير ده سال است.اکران عمومي فيلم همزمان شد با استرداد قاتل جون بنت رمزي از تايلند به امريکا و پوشش قوي رسانه اي در اين مورد.جون بنت رمزي يک دختر بچه ي هشت ساله ي امريکايي بود که پس از پيروزي در مسابقات ملکه ي زيبايي زير ده سال توسط يک مرد منحرف جنسي ربوده شد و سپس به طرز فجيعي به قتل رسيد.اين جنايت جامعه ي امريکا را تکان داد و بويژه برگزاري مسابقات ملکه زيبايي کودکان را زير سوال برد.حالا بخش عمده اي از مردم وصاحب نظران با برگزاري اين مسابقات شديدا مخالفند زيرا معتقدند که کودکان نبايد درگير چنين رقابت هاي مخرب و ناسالمي شوند.تصويري که ليتل ميس سانشاين از اين مسابقات نشان مي دهد نيز بسيار هول انگيز وتلخ است.من نمي دانم سازندگان ميتل سانشاين تا چه حد تحت تاثير ماجراي قتل جون بنت رمزي بوده اند ام قدر مسلم اين فيلم تداعي کننده ي حوادث تلخي است که خودخواهي بزرگسالان براي کودکان بوجود مي اورد.
ليتل ميس سانشاين يک کمدي سياه است که تماشاگر خود را به انديشه ورزي و تفکر تحريک مي کند.انتخاب درست بازيگران و گرفتن بازي هاي خوب و استادانه از اين بازيگران از ديگر امتيازات فيلم است.استيو کارل هم که در مجرد 40 ساله توانايي هاي کميک خود را اشکار کرده بود در ليتل ميس سانشاين حسابي مي درخشد.
در کل مي توان گفت فيلم ارزشمندي است که بايد ديده شود...

 

نمي دونم درباره ميس سانشاين چي بگم كه ارزش هاي بي بديل اين كمدي درخشان رو ضايع نكنه. طنز گزنده ي فيلم در جاهايي كه بايد تاثيرشو مي ذاره و در عين حال كه تمام فيلم سرشار از طراوت و حركته، ولی جنبه یتاریک داستان هم تماشاگر رو رها نمی کنه. هرچقدر هم که به پایان فیلم نزدیک می شیم، این جنبه بیشتر تقویت میشه ولی در عین شگفتی، نه تنها خودشو به قالب فیلم تحمیل نمی کنه، بلکه همزاه و مکمل وجوه دیگه فیلم جلو می ره و همینه که اون رو به یکی از شاهکارهای سینمای حاشیه ی آمریکا تبدیل می کنه. بازی Abigail Breslin در نقش اوليو 7ساله، لذت دنبال كردن فيلم رو براي هر تماشاگري چند برابر مي كنه و شخصیت پردازی فیلم که در 15 دقیقه ی ابتدایی فیلم انجام میشه، نقش اصلی رو در همذات پنداری تماشاگر با شخصیت ها ایفا می کنه.
در نهایت فیلمیه که به خیلی از کلیشه های رایج جامعه (نه فقط آمریکا بلکه خیلی جاهای دیگه) طعنه می زنه و نشون می ده که یه کمدی جاده ساده، چقدر می تونه در زمینه ی نقد مستقیم ضدارزش ها، قوی عمل کنه.


رویای خانواده ساده و کم درآمد آمریکایی:
اگر از تنهایی خسته اید،ازرفتن به خیابان های این روزها وحشت دارید، ازمفهوم خانواده سردرگم،یا ازپیدانکردن یک فیلم سرگرم کننده که به شعورتان توهین نکند،بی حوصله،پیشنهاد دیدن Little miss sunshine را روی هوا بزنید.

Greg Kinnear , Steve Carell , Paul Dano , Toni Collette and Abigail Breslin in Fox Searchlight Pictures' Little Miss Sunshine

خانواده ی هوور در نمایی از فیلم

اگر در مود فیلم دیدن هم نباشید،هفت دقیقه اول فیلم سر ذوق می آوردتان، مدام کلنجار می روید برای پیشگویی آخر فیلم؛ بعد از میز شام ،وقتی مشخص شد ،خانواده پرمشکل قرار است برای رساندن اولیو(دخترک جذاب فیلم)به کالیفرنیا برای حضور در مسابقه لیتل میس سانشاین،حرکت کنند،حدس می زنید آخرفیلم را می دانید.
وقتی می فهمید هزینه پرواز برایشان سنگین است و ترجیح می دهند با فولکس داغون راه بیفتند،فکر می کنید؛آها! یک فیلم جاده ای معمولی با پند و اندرز آدم شدن قهرمان ها ته سفر.

وقتی ماشین وسط جاده خراب می شود،فکر می کنید که خب! به مراسم نمی رسند دیگر.
وقتی پدربزرگ می میرد،پیش بینی می کنید،دیگر زمان برگشتن است و شکست دخترک در همه رویاهایش.
زمانی که اولیو با آن همه سادگی روی صحنه می رود و بین دختر کان بزک شده و باسمه ای در کمال سادگی می درخشد،یقین پیدا می کنید،که او می برد و چشم همه را در می آورد که با این بی پیرایگی هم می توان زیبا بود.

و وقتی او همه سادگی و زیبایی کودکانه اش را با استریپ تیز روی صحنه نابودمی کند،شوک نهایی بر شما وارد می شود.

اینجاست که می فهمید،برای نشان دادن خانواده خوشبخت،لازم نیست همه به هدف هایشان برسند تا لقمه کارگردان را قورت دهید.نیازی ندارد جوان خلبان شود و پدرو مادر پشیمان از بحث های احمقانه.لزومی ندارد دخترک کاپ زیبایی را در دست بگیرد و بین خطوط تیتراژ لبخند بزند.

یک فیلم در کمال سادگی،بدون حرکات پیچیده دوربین و بدون کارگردانی سختگیرانه و نامنسجم،آنقدر خوش ساخت از کار در می آید که مفهوم واقعی "حال بردن"را رو می کند.
اگر دلیلی داشته باشید که از این فیلم خوشتان نیاید،سادگی و قصه سرراست آن است.شاید دیدن "بابل " یا" دختران رویایی" را با همه سروصدا و تکنیک های سینمایی،به چنین آرامشی ترجیح دهید.شاید دلیلی هم که این فیلم در اسکار مظلوم ماند،همین باشد.

برای همین اول ببینید،حوصله دیدن فیلمی درباره خانواده بدون زورچبانی مفاهیم مربوط به استحکام و گوش کردن به حرف بچه و رویای خانواده را تحقق دادن،دارید،یا نه...بعد از فیلم لذت ببرید.


نقد فیلم:

"بازنده ی واقعی کسی است که از برنده نشدن واهمه دارد، او حتی برای برد تلاشی نمی ‌کند."

Little Miss Sunshin فیلمی پیچیده با گره افکنی‌های متفاوت نیست. Little Miss Sunshine فیلمی ساده است که می‌توان با آسودگی به تماشای آن نشست. این فیلم به سادگی به آدمهای برنده و بازنده می‌پردازد. در دنیا دو دسته آدم وجود دارد: برنده و بازنده.
Little Miss Sunshine در واقع نام مسابقه رقص و آواز است که برای دختران خردسال در کالیفرنیا برگزار می‌گردد. الیو دختر خانواده برای شرکت در این مسابقه انتخاب می‌شود و خانواده برای همراهی دختر خود تصمیم به سفر می‌گیرد. فیلم با نمایش بخشی از روز اعضای خانواده شروع می‌شود. دختر کوچک – الیو – در تماشای برنامه انتخاب دختر شایسته است و در آروزی برنده شدن در این مسابقات می‌باشد. برادر در حال ورزش و مطالعه نیچه است و می‌خواهد به اهداف خود برسد. پدر بزرگ مواد مخدر مصرف می‌کند، کسی که به ظاهر بازنده به نظر می‌رسد. پدر روش‌های موفقیت تدریس می‌کند اما مخاطب چندانی ندارد و در نهایت مادر که بدنبال برادر خود که اقدام به خودکشی کرده است و خود را بازنده می‌یابد می‌رود. همچنین مادر به نظر در تحکیم روابط  خانوادگی ناکام است.


هنگامیکه خانواده کنار هم جمع می‌شوند، روابط سردی بین آنها حاکم است. آنچنان که به سختی می‌توان بهبود روابط بین آنها را گمانه زد. اما پس از تصمیم سفر به کالیفرنیا، اتفاقهای جدید می‌افتد. خانواده با یک فولکس واگن به سفر می‌روند. این ماشین که همه افراد خانواده را در خود جای می‌دهد، بصورت یک شخصیت در فیلم حضور دارد و نشان از جمع خانواده می‌باشد. در واقع فولکس واگن سمبل خانه است و جاده مسیر زندگی که خانواده در آن حرکت می‌کند. برای کنار هم بودن کافی است یک هدف وجود داشته باشد. رساندن الیو به مسابقه. برای رسیدن به هدف، همیشه مشکلات زیادی بروز می‌کند. ممکن است وسیله نقلیه دچار مشکل شود یا پدربزرگ بمیرد. اما هیچ چیز مانع از رسیدن به هدف نمی‌شود. پدربزرگ شخصیتی خوش گذران و بی‌تفاوت به مشکلات دارد. او از غذای تکراری ناراحت می‌شود، مواد مخدر مصرف می‌کند و پایبند هیچ موضوع اخلاقی نیست. او به برد و باخت اهمیتی نمی‌دهد. اما شاید مهمترین جمله فیلم از زبان پدر بزرگ بیان می‌شود وقتی الیو به او می گوید می‌ترسم که فردا برنده نشوم و پدر بزرگ می‌گوید: بازنده واقعی کسی است که از برنده نشدن واهمه دارد، او حتی برای برد تلاشی نمی‌کند.
نکته قابل توجه اینجاست که تمام حرفهای به ظاهر پیچیده به کودک فیلم گفته می‌شود و این موضوع بسان گفتگوی با کودک درون افراد بالغ است. کودکی که می‌خواهد برنده باشد. اما برای برنده شدن نیاز دارد که شاد باشد. برنده بودن دلیلی بر وجود استرس و فشار و جدا شدن از روند عادی زندگی نیست. این تعریفی است که از برد در فیلم می‌شود. برد و باخت در واقع یک تعریف است و این تنها بهانه‌ای است برای کنار هم بودن و خوشحال بودن. همراهی خانواده در رقص غیر منتظره دخترشان برای نباختن نیست، بلکه برای حفظ شادی است. شادی که بسادگی بدست نیامده و این بزرگترین برد است. برای رسیدن به مسابقه، خانواده از مسیرهای غیر عادی می‌گذرد. درها را می‌شکند، حتی در فولکس واگن را. برای رسیدن به شادی و برد باید فولکس واگن را هل داد تا روشن شود. این درست نمونه‌ای از مشکلات روزانه همه خانواده‌هاست که می‌تواند بجای اینکه تبدیل به مشکلی عذاب‌آور شود، تبدیل به مسئله‌ای شادی‌بخش گردد. آنها برای بازگشت به خانه خود باید باز هم فولکس واگن را هل دهند.
Little Miss Sunshine در نهایت از ایده آسان گرفتن زندگی پیروی می‌کند چرا که سرنوشت همه انسانها یک چیز است.

نوشته شده توسط Miladico | لینک ثابت | موضوع: نقد فیلم و سریال 
 
 
سينما گستره آن چيزهايی است كه توضيح ناپذيرند. ( روبر برسون ) ### فيلمها ادامه دهنده دوران كودكی اند و هر كسي با توسل به آنها می خواهد آزادتر، قدرتمندتر و جذاب تر باشد. ( مارلون براندو ) ### من قهرمان ناقص فيلم زندگي خودم هستم. ( رابرت ردفورد ) ### انسان زماني به بلوغ می رسد كه طعم تنهايی را چشيده باشد. ( پل نيومن ) ### بهترين فيلم من لبخند من است و لبخندها خدا را ستايش می كنند. ( جك نيكلسون ) ### درخشان ترين تاجی كه اشخاص بر سر می نهند در آتش كوره ها گداخته می شود. ( چارلي چاپلين ) ### ستاره شدن معادل با آزادی است و اين تنها معادله ‌ای است كه اهميت ندارد. ( داستين هافمن ) ### استعداد آدم ها در نوع انتخابهای آنها جلوه مي كند. ( رابرت دنيرو ) ### سينمای خوب چيزی است كه ما توانايی باور كردنش را داشته باشيم و سينمای بد چيزی است كه برای ما غير قابل باور باشد. ( عباس كيارستمی ) ### سينما پديده جالبی است چراكه قادر است تا جنبه ميرای زندگی را ضبط كند. ( ژان لوك گدار ) ### بهترين فيلم فيلمی است كه برای كر و لال ها ساخته شود. ( سرگئی پاراجانف ) ### آنان که نخواهند چیزی را تقلید کنند نمی توانند دست به خلق چیزی بزنند. ( سالوادور دالی ) ### زندگی گره ای نیست که در پی گشودن آن باشیم، زندگی واقعیتی است که محکوم به تجربه آن هستیم. ( سوزان کی یر گارد ) ### سینما آشکار نمی سازد بلکه پنهان می دارد. ( کارل تئودور درایر ) ### سينما توهم بزرگي است که واقعي تر از خود واقعيت مي شود. ( لوئیس بونوئل )

 

تمام حقوق مادی و معنوی اين وبلاگ محفوظ است
استفاده از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و درج لینک مجاز می باشد