نام فیلم : امتیاز نهایی ( Match Point )
بازیگران شاخص :
جاناتان رایز میرز ( Jonathan Rhys Meyers )
اسکارلت یوهانسون ( Scarlett Johansson )
کارگردان و نویسنده و فیلم نامه نویس : وودی آلن ( Woody Allen )
تهیه کننده : لتی ارنسون - گرت ویلی - لوسی داروین
تاریخ اکران : 28 دسامبر 2005
ناشر : DreamWorks SKG
محصول کشور : انگلستان
ژانر : درام - رومانتیک - هیجانی - جنایی - کمدی
رده بندی سنی : R
مدت زمان : 2 ساعت و 4 دقیقه
میزان فروش در امریکا : 23,089,926 دلار
افتخارات فیلم : نامزد اسکار برای بهترین فیلم نامه مستقل
نامزد گلدن گلاب برای بهترین کارگردانی
نامزد گلدن گلاب برای بهترین فیلم درام
نامزد گلدن گلاب برای بهترین فیلمنامه
نامزد گلدن گلاب برای بهترین هنرپیشه نقش مکمل زن
تقدیر شده در جشنواره کن ۲۰۰۵
امتیاز فیلم در سایت IMDB:
7.8 از 10
خلاصه داستان :
کریس ویلتون که زمانی یک تنیسور حرفه ای بود دفعات اندکی در زندگی اش دچار اشتباه شده بود که همین اشتباهات کم خسارت های زیادی برای وی به دنبال داشت ! ولی هنگامیکه با فردی بنام تام هیوییت دوست می شود و با خواهر او - کلوئی - ازدواج می کند درهایی از پول و موفقیت و خوشبختی به رویش باز می شود که او فقط در رویا می توانست آن را تصور کند. ولیکن در حالیکه او در حال عادت کردن به خوشبختی و وضع موجود است ، کشش شدیدش به نامزد بسیار زیبا و جذاب دوستش - نولا - او را آشفته می کند. این کشش کم کم تبدیل به یک فکر دائمی برای او می شود تا اینکه او را مجبور می کند تا تصمیمی خطرناک بگیرد ...
حالا همه چیز وابسته به تصمیمی است که او می گیرد. آیا او باز هم در زندگی اش دچار اشتباه می شود و این بار نیز با خسارات جبران ناپذیری مواجه می شود ؟
تحلیل فیلم :
"اون مردی که گفت "من ترجیح میدم خوش شانس باشم تا خوب" عمق زندگی رو دیده بود .
افراد از اینکه با شرایطی روبرو بشن که شانس تاثیر زیادی در زندگی داره واهمه دارن فکر اینکه خیلی چیزها از کنترل ادم خارج وحشتناکه در یک مسابقه لحظاتی هست که توپ به تور مخوره و در یک لحظه ممکنه به عقب بره یا جلو با یه مقدار شانس میره جلو و برنده میشی یا شاید نره و بازنده میشی." …
فیلم با این جملات و توپی که از تور تنیس مدام به چپ و راست میرود شروع مشود و توپ به تور برخورد میکند و می ایستد و جملات بسیار زیبا ی بالا روی تصویر .
در واقع داستان فیلم تشریح همین چند خط بالاست …
در فیلم هیچ بازی خاصی دیده نمیشود که برجسته باشد اما فیلم نامه ی بسیار قوی و فوق العاده یکدست وودی آلن شما را در پایان خشنود میکند .

جاناتان رایز میرز در نمایی از فیلم
وودی آلن مانند همیشه یک مسئله ی فلسفی را بیان کرده و به تشریح دیدگاهش میپردازد و انصافا چه خوب از این کار برآمده بنظر من این فیلم کاملا بر پایه ی قوت فیلمنامه میچرخد ..
فیلم نامه ای که روابط افراد ، مکانها و سیر اتفاقات در آن بطور مستحکمی بهم پیچیده و جای خالی نمیگذارند .
در فیلم یک صحنه ی بسیار جالب دارد زمانی که پسر حلقه را بسمت رودخانه پرتاب میکند و حلقه با برخورد به نرده بیرون می افتد که مارا بیاد صحنه ی آغازین فیلم می اندازد و بدین ترتیب آلن پایداری خود را بر مطالب ارایه شده ی در ابتدا نشان میدهد و ضمن اینکه در خشکی افتادن حلقه موجب تصور یکسری حوادث بعدی در ذهن ما میشود که بطور جالبی حدس ما اشتباه از آب در میاید چرا که رد نشدن حلقه و بیرون افتادنش در پایان بنفع مرد جوان تمام میشود .
اسکارلت یوهانسون در نمایی از فیلم
صحنه ای که ارواح پسر را باز خواست میکنند و او به توجیه کار خود میپردازد نیز قابل تامل است .
در این فیلم روی مسئله ی شانس و بد شانسی بسیار تاکید شده و نشان میدهد که شانس حتی میتواند آدم بد را از معرکه بدر ببرد ، قضاوت را بعد از تماشای فیلم به شما واگذار میکنم .

امیلی مورتیمر در نمایی از فیلم
نقل قولهای به یاد ماندنی :
1- نولا : مردها همیشه شگفت زده به نظر میان . اونها من چیز فوق العاده هستم .
- کریس : و تو هستی ؟
- نولا : خوب تا به حال کسی در خواست نکرده پولشو پس بگیره
2- "کریس": اون مردی که گفت "من ترجیح میدم خوش شانس باشم تا خوب" عمق زندگی رو دیده بود .
افراد از اینکه با شرایطی روبرو بشن که شانس تاثیر زیادی در زندگی داره واهمه دارن فکر اینکه خیلی چیزها از کنترل ادم خارج وحشتناکه در یک مسابقه لحظاتی هست که توپ به تور می خوره و در یک لحظه ممکنه به عقب بره یا جلو با یه مقدار شانس میره جلو و برنده میشی یا شاید نره و بازنده میشی."
نکات جالب :
- این اولین فیلم وودی الن که تماما در انگلستان فیلم برداری شده است.
- این فیلم با مدت 124 دقیقه طولانی ترین فیلم "آلن" می باشد.

وودی آلن کارگردان و نویسنده و فیلم نامه نویس در سمت راست
- قرار بود "کیت وینسلت" در این فیلم نقش "نولا" رو بازی کنه ولی به خاطر درخواست وی برای گذراندن اوقات بیشتری با خانواده اش انصراف داد.
- اصلیت این ماجرا مربوط به شهر "همپتون" انگلستان است.
با برداشتی از : زیرنویس





