عنوان فارسي: اثر پروانه اي ( The Butterfly Effect )
جمله ی تبلیغاتی: Change one thing, change everything
محصول سال: 2004 ( اولين عرضه در January 22 )
ژانر: درام ، فانتزي ، مهيج ، علمی تخیلی ، ماورایی
به کارگرداني:
Eric Bress
J. Mackye Gruber
فيلم نامه: نوشتهی J. Mackye Gruber ، Eric Bress
با هنرمندي:
Ashton Kutcher در نقش Evan Treborn
Melora Walters در نقش Andrea Treborn
Amy Smart در نقش Kayleigh Miller
Elden Henson در نقش Lenny Kagan
William Lee Scott در نقش Tommy Miller
John Patrick Amedori در نقش Evan Treborn at 13
Irene Gorovaia در نقش Kayleigh Miller at 13
Kevin Schmidt در نقش Lenny at 13 (as Kevin G. Schmidt)
Jesse James در نقش Tommy Miller at 13
Logan Lerman در نقش Evan Treborn at 7
رده بندی سنی: R افراد زیر ۱۷ سال با همراهی والدین تماشا کنند.
زمان فیلم: 113 دقیقه
استديو: New Line Cinema

اشتون کاچر در نمایی از فیلم
خلاصه داستان:
اوان تربورن، یک جوان ۲۰ ساله است که از ۷ سالگی بهنگام مواجه شدن با فشارهای بالای عصبی دچار غش و بیهوشی می شده زیرا او و دوستان همسالش بارها از سوی یک فرد منحرف مورد سواستفاده جنسی قرار گرفته اند. یک دکتر روان پزشک به او توصیه می کند که خاطرات روزانه اش را بنویسد. او به این توصیه عمل می کند و یکروز در می یابد که با تمرکز روی این نوشته ها می تواند به زمان گذشته برگردد. او می کوشد تا در بازگشت به گذشته تغییراتی را در روند حوادث ایجاد کند تا شاید از این طریق وضعیت کنونی وی بهبود یابد برای مثال او می کوشد با تغییر در گذشته، از مردن دوست دخترش جلوگیری نماید. اما هر بار در می یابد که برغم بوجود آوردن تغییراتی در روند حوادث، قادر نیست تغییر عمده ای در نتیجه پایانی بوجود آورد.

نمایی از فیلم
اراده و جابجایی زمان:
دو نکته در ارتباط با این فیلم قابل توجه است نخست اینکه این فیلم به یک پدیده در فیزیک کوانتم به نام تئوری بی نظمی اشاره دارد. در ارتباط با این تئوری و اثبات آن باید اطلاعات کاملی درباره فیزیک کوانتم داشت. که در تخصص من نمی باشد. ولی لازم است در باره پدیده دیگری که در این فیلم وجود دارد کمی صحبت کنم وآن سفر به گذشته و جابجایی زمان می باشد. در ارتباط با این پدیده فقط من به این نکته بسنده می کنم که بر اساس نظریه نسبیت آلبرت انیشتین این پدیده می تواند تحت شرایط خاصی از جمله حرکت با سرعت نور رخ دهد.اما درباره این فیلم باید بگویم که پدیده جابجایی زمان توجیه فیزیکی ندارد زیرا اولا در این فیلم ما سفر به گذشته وتغییر رویداد راداریم کلا در فیزیک رویداد شامل دو مولفه مکان وزمان می باشد که نمی توان (حتی اگر فرض کنیم شخصیت اصلی داستان تمام شرایط نظریه نسبیت رادارا باشد) آن را تغییر داد فقط می توان جابجا شد ثانیا اینکه در نظریه نسبیت معمولا ساعت ها عقب می افتد وما معمولا به آینده سفر می کنیم با توجه به دلایل گفته شده و اینکه اصلا فراهم کردن شرایط نظریه نسبیت با امکانات موجود غیر ممکن است بنابراین این فیلم صددرصد یک فیلم ماورایی می باشد.

نمایی از فیلم
دوم اینکه این فیلم به این موضوع اشاره دارد که اراده انسان ها تا ثیر به سزایی در سرنوشت آنها دارد.وبه دید من پیام این فیلم درمخالفت با کسانی است که بر این عقیده پا فشلری می کنند که تمام رخدادهای زندگی ناشی از بخت اقبال است نه اراده آنها . که این فیلم به شکل هنرمندانه ای در قالب یک داستان تخیلی به بیان آن پرداخته است. تدوین فیلم نیز هنرمندانه صورت گرفته است.

نمایی از فیلم
تحلیل فیلم:
■ پارادوکس پدربزرگ؛ بازگشت در زمان
نمیدونم تا حالا دربارهی فرضیهی تناقض پدربزرگ چیزی شنیدین یا نه. تو این تئوری، فردی به زمان گذشته برمیگرده و پدربزرگ خودش رو میکشه در حالیکه پدرش (یا مادرش) هنوز به دنیا نیومده . اینجا پارادوکسی داریم از این نکته که در صورت بروز چنین اتفاقی، او اصلاً نمیتونسته متولد بشه و نتیجتاً نمیتونسته به عقب برگرده و پدربزرگش رو بکشه. بنابراین پدرش (یا مادرش) متولد شده و به همین شکل خودش هم متولد شده. یک نمونهی واضح از حلقهی علت و معلول.
این فرضیه اولین بار در کتاب “مسافر بیمقصد” René Barjavel در سال 1942 مطرح شد و پایهی بحثهای فلسفی زیادی در این زمینه شده و اینکه در صورت اختراغ ماشین زمان، فرضیه چطور تعبیر میشه.
تئوریهای مختلفی به عنوان پاسخ این مساله پیشنهاد شده از جمله اینکه بطور کلی امکان تغییر گذشته به فرد داده نمیشه و خط زمان، یه مسیر ثابت و غیرقابل تغییره و اینکه مسافر زمان، احتمالاً در یک خط سیر زمانی موازی با گذشتهی خودش فرود میاد، در حالیکه خط سیر اصلی در مسیر خودش ادامه پیدا میکنه. این فرضیه، یکی از بحثانگیزترین موارد مطرح شده در زمینهی بعد چهارم به حساب میاد. در مکانیک کوانتومی، تفسیر دنیاهای چندگانه میگه که هر پیشامد کوانتومی با احتمال غیرصفر، تمامی آیندههای احتمالی رو تجربه میکنه منتها هرکدوم در دنیاهای موازی باهم. بنابراین سفر به گذشته میتونه کاملاً مستقل از مسیری باشه که یکبار اتفاق افتاده و هیچ تاثیری روی زمان حال نداشته باشه.
![]()
فرضیهای مشابه، مطرح میکنه که این دنیاهای متفاوت (که ازشون به عنوان بعد چهارم یاد میشه و متفاوت از تعریف “زمان” به عنوان بعد چهارمه) قطعاً از هم جدا هستند چرا که تلاقیشون در هر زمان یا مکانی باعث تولید یک انرژی بسیار عظیم میشه که اونها رو کاملاً متلاشی میکنه. در واقع این فرضیه، یکی از احتمالات رخداد Big Bang یا انفجار بزرگ - که منجر به تشکیل دنیا در سهمیلیارد سال پیش شد- محسوب میشه.
از طرف دیگه عدهای معتقدند که اصولاً اعمال مسافران زمان باعث شده تا جهانی که امروز توش زندگی میکنیم به شکل الانش باشه و ما همواره تحت تاثیر حوادث ماورایی مرتبط با این موضوع قرار داریم. این نظریه هم با تئوری بالا قابل برداشته چرا که در صورتیکه مسافر زمان، به دنیای موازی خط سیر اصلی برنگرده، احتمال اینکه با انجام کوچکترین عمل در زمان حال، تاثیر قابل ملاحظهای بذاره، کم نیست. چیزی که بهش تاثیر پروانهای گفته میشه و یکی از نتایج فرعی مسالهی سفر در زمانه.
درباره این موضوع، تابحال فیلمهای زیادی ساخته شده که شاید معروفترینشون Back to the Future باشن. سهگانهی رابرت زمکیس که تمام حالات مختلف سفر در زمان و نتایج حاصل از اون رو بررسی کرده بود ...
■ اگه بخوایم بطورخلاصه بگیم، فرضیههای زیر در مورد بازگشت در زمان مطرح شدن:
1 - فرضیهی خط سیر زمانی حفاظتشده؛ که دربارهش صحبت شد و به فرد مسافر، اجازه هیچ نوع تغییری در زمان نمیده. مثلاً شما میخواین پدربزرگ رو با تفنگ بکشین، در همون لحظهای که شما گلوله رو شلیک میکنین، پدربزرگ خم شده تا عصاشو که افتاده زمین برداره! یا مثلاً تفنگتون خفه میکنه و شلیک نمیکنه یا چیزای دیگه و در واقع طبیعت به هر شکلی که ممکنه، شما رو از انجام کاری که مقدور نیست، باز میداره.
2 - فرضیهی تخریب زمان؛ که فرد رو مجاز میدونه حتی به شکل غیرمستقیم، زمان رو دستکاری کنه و البته باعث تاثیر پروانهای عملش در آینده باشه. فیلم” تاثیر پروانهای” که در سال 2004 اکران شد کاملاً به این فرضیه میپردازه.
![]()
3 - دنیاهای چندگانه؛ فرد با سفرش، دنیایی موازی دنیای موجود میسازه یا اینکه وارد یک دنیای موازی از قبل تعریفشده میشه.
4 - خط سیر زمانی مقدور یا تعریفشده؛ مشابه فرضیه اول. نمونهی این فرضیه رو در سریال کارتونی Futurama میشه دید که شخصیت اصلی با بازگشت به گذشته، نهایتاً مجبور به انجام عملی میشه که در گذشته هم انجام داده بود.
■ برای مطالب بیشتر در این زمینه:
با برداشتی از : توهّم





